عبدالله مستوفى
259
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
دو طرف پيشرفت ميكرد و هرجا بايد مرهمى بزخمها گذاشته شود ، خود پيشآمده اصلاح و ترميم ميكردند تا هم خوشمردى بين المللى خود را حفظ كرده و هم مقصود خود را در اجراى دو منطقهء نفوذ كه بالاخره بتقسيم تام و تمام كشور منجر ميشد ، پيش برده باشند . بريگاد قزاق ايران از زمان ناصر الدين شاه ، بموجب قرارداد بين دولتين ، يك هنگ كامل العيار مركب از سوار و پياده و توپخانه ، در طهران تشكيل شده بود . افراد و افسران جزء اين هنگ ايرانى و فرماندهان آنكه در قرارداد بين دولتين باسم مشاق ولى در واقع رؤساى آن بودند ، كلنل و كاپيتن و پوروچيك « 1 » و پودپوروچيك « 2 » روس بود و چون لباس افراد و افسران اين هنگ از روى لباس قزاق تقليد شده بود ، فوج قزاق موسومش كرده بودند . حقوق و مصارف آن از انقد وجوه دولتى پرداخت ميشد و در قسمت شمالى ميدان مشق و در خيابان حافظ امروزه عمارتى براى مركز اين هنگ ساخته بودند كه بقزاقخانه موسوم و روبروى آن در خيابان سوم اسفند امروزه ، طويله و انبارهاى قزاقخانه واقع شده بود . بموجب عادت نظامى روسيه ، هرچه مردمان جرىفتاك بود ، در اين فوج پذيرفته ميشد . افسران ايرانى آن را هم اكثر از بقاياى مهاجرين قفقاز كه بعد از جنگ ايران و روس به اين كشور آمده بودند ، انتخاب ميكردند . زيرا از يك طرف آنها را براى اجراى نظرات خود بهتر ميدانستند و از طرف ديگر سرتيپزادگان ايرانى زيربار آنها نميرفتند . كلنل روس كه رئيس قزاقخانه بود ، اگرچه ظاهرا در تحت امر وزارت جنگ ، ولى در باطن از سفارت روس بيشتر از وزير جنگ ايران اطاعت داشت . فقط فائدهايكه در اين مدت متمادى دولت ايران از اين فوج قزاق برد ، همان نظم و نسقى بود كه هنگام فوت ناصر الدين شاه و نظامى شدن شهر تهران برقرار كردند . در باقى اوقات اين فوج پرخرج بيكار بود و دولت هيچوقت از آن استفادهاى نميكرد و از مداخله دادن افسران روس در كارهاى داخلى احتراز داشت . در زمان سلطنت مظفر الدين شاه ، بواسطهء بىسياستى و گشادبازيهاى امين السلطان ، اختيارات كلنل زياد شد و گاهگاه عدهاى از اين قزاقها براى نمايش جلالوجبروت بولايات هم مأمور ميشدند كه با افسر ايرانى خود جزو كوكبهء فرمانفرمايا حاكم شوند . بعضى از افسران ارمنى و مسلمان ايرانى اين هنگ ، بعنوان جيرهء افراد و عليق اسبها ، گندم و جو جمعآورى و احتكار و در موارد تنگى خواربار در شهر طهران دكان نانوائى باز ميكردند و با تجارت گندم و جو بر تمول خود ميافزودند و در محل خود از زورگوئى بمردم بيدستوپا خوددارى نداشتند . افراد هم كه باسم قزاق معروف بودند ، با ماهى سه چهار تومان مواجب و چند من گندم جيره و پوشيدن لباس قزاقى و زورگوئيهاى خود ، امر خويش را ميگذراندند . باوجوداين ، در مواقع سلام كه رژه ميرفتند ، بسيار خوب پا به زمين ميكوبيدند و سالى يك بار كه در ميدان مشق در حضور شاه و سران لشكرى و كشورى نمايش ميدادند ، پيش ممقانيهاى خودمانى بسيار خوب از عهدهء اقسام مشقهاى نمايشى برميآمدند . از روزى هم كه مشروطيت رواج گرفته و انجمنهاى ملى در طهران تشكيل شده بود . بعضى از
--> ( 1 ) - Poroutchik ( 2 ) - Pod poroutchik